۲تاسوگلی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • >
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عید...

سلام

این روزها آدمها چه حس خوبی دارن ،چقدر خیابونها شلوغه،چقدر مغازه ها شلوغه،چقدر همه خوشحالن ...من که عاشقم،عاشق این روزهاو عاشق عید، اصلا آخرین ماه زمستون رو جزء بهار باید حساب کرد،از همین الآن میشه بوی بهار رو همه جا حس کردSmiley

توی دانشگاه که کلاسها سروته نداره ،(راستی نمیدونم چرا بعضی از دخترها ابروهاشون رو قبل از عید پر میکنند تا برای عید یه مدل دیگه بر دارند!!!!Smiley)

توی خونه که اصلا حرفشم نزن ،Smiley آخههههههه چرا فقط زنها باید کار کنند ،چرا مردها چشمشون گرد و غبار رو نمی بینه ؟چرا دوده ی روی پرده و فرش و موکت و سرامیک و ... رو نمی بینه؟چرا لکه های وحشتناک روی شیشه ی پنجره ها رو نمی بینه؟ چرا دلشون نمیخواد تغییر دکوراسیون  بدن؟Smiley آی ی ی  خانم چرا اگه یه مرد بیاد فرشها رو شامپو فرش بکشه جزء وظیفه اش نمیدونی ، هی قربون صدقه اش میری ؟میگی خسته شدی نه ؟Smileyببخشید عزیزززم ،خسته ت کردم ...آب پرتغال براش میاری؟Smiley تازه ه ه آخرش میگه این همه خسته شدیم جون کندیم مثلا چه فرقی کرده این فرش؟ حالا فرشه داره از تمیزی برق میزنهااااا !!!(اینها رو کلی گفتما وگرنه هم بابا کمکمون کرد هم رضا به سوگلی بزرگهSmiley )

یه دونه چرای دیگه هم مونده  چرا فقط خانمها تمیزی و درخشش خونه رو می بینن؟ولی خداییش چه لذتی داره بعد انجام دادن اون همه کار بشینی یه گوشه و به کل خونه نگاه کنی و بگی تمیزی چقدر خوبه Smiley

حالا با خوندن اینا تو دلتون نمیخواد بگید وظیفه ی خانمهاست ، میدونم که میدونید این یه لطفه !!!!! Smiley

یکی از دوستام میگفت این همه "بدو بدو تمیز کن" میگیم ،عید که میشه میگیم خوب که چی؟ میان میخورن،میریزن و میرن  آخرش هیچی به هیچی...ولی اگه این همه دویدن نبود عید که این همه برو بیا نداشت

یادمه بچه که بودیم 1 ماه قبل از نوروز می رفتیم خرید و باید از سر تا پا نو میخریدم ،موقع سال تحویل حتی جورابهام هم نو بود و چه لذتی داشت Smiley،اگه همه ی اینا نبود الان هیچ لذتی رو از اومدن بهار نمی بردیم .

راستی نزدیک عیدی کاسبی اینایی که توی آشغالها  رو میگردن خوبه ... اون روزی  دیدم یکیشون اومده پیش خونمون تا کمر خم شده توی سطل زباله داره میگرده ،رفتم  یه 30 دقیقه بعد اومدم دیدم  یه کیسه هم قد خودش  روگذاشته پشتش به زور داره میبره !!!!Smiley

چند وقت پیش مامانم میخواست از آبمیوه گیری استفاده کنه ،اندازه ی نصف استکان که آب سیب گرفت این آبمیوه گیری شروع کرد به لرزیدن ،خاموش کرد ،روشن کرد ،آبمیوه گرفت ،لرزید ،خاموش کرد ،روشن کرد ،لرزش 10 برابر شد،....Smileyتا 5 بار این کار رو تکرار کرد(حالا من اینجا ناظر کیفی بودم) خانم حس تعمیرکار بودن بهش دست داد ،درش رو باز کرد دید 2 تا لنت از جاش در اومده اونا رو برداشت ،دستگاه رو وصل کرد و روشن کرد ،Smileyفکر میکنید چه اتفاقی افتاد ؟Smileyدستگاه جیغ کشاااان شروع کرد به دویدن و چرخیدن دور خودش آخرش با جیغ جیغ های مامان و جیغ جیغ های دستگاه موفق شدم  سکوت رو به خونه برگردونم !!!!Smileyحالا از اون اتاق بابا اومده میگه دارید جوشکاری میکنید؟Smiley

دستگاه رو خراب کرد خیالش راحت شد. نشستیم 4 کیلو سیب پوست کنده رو خوردیم!!!! نه خداییش 4 کیلو سیب پوست بکنن بزارن جلوت میتونی بخوری؟منظورم این بود مربای سیب 4 کیلو سیب پوست کنده رو خوردیم.Smiley

 پایانSmiley

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ۲ تا سوگلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات