تبلیغات
۲تاسوگلی - پندها
۲تاسوگلی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • >
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پندها

بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده اید!از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را می آمرزد. همانا او آمرزنده و مهربان است. 

این آیه رو تو یكی از روزنامه ها  خوندم با تیتر آیت آخر، تو آخرین صفحه روزنامه. قشنگ بود گفتم بزارم اینجا تا شما هم بخونیدش. امروز می خوام  حكایت هایی از گلستان رو بنویسم . شاید با خوندن حكایت ها و پندها نشه اونارو توی زندگیمون بكار بگیریم چون حداكثر تا یه هفته تو یادمون بمونن ، می خوام هر از چند گاهی اینجا ثبتشون كنم تا هروقت شد بتونم دوباره مرورشون كنم و برای همیشه به ذهنم بسپارمشون. خداییش تا حالا چند تا از صدها پندی رو كه  خوندید و به نظرتون جالب و آموزنده اومده تو زندگیتون بكار بردید؟


باب هشتم : در آداب صحبت

دوستی را كه به عمری فرا چنگ آرند نشاید كه به یكدم بیازارند

سنگی به چند سال شود لعل پاره ای        زنهار تا بیك نفسش نشكنی به سنگ

عقل در دست نفس چنان گرفتار است كه مرد عاجز با زن گریز رای، بی قوت مكر و فسونست و قوت بی رای جهل و جنون.

تمیز باید و تدبیر و عقل و آنگه ملك           كه ملك و دولت نادان سلاح جنگ خداست


باب چهارم: در فواید خاموشی

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید كه این سخن با كسی در میان نهی، گفت پدر فرمان تراست نگویم، ولكن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی كه مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود؛ یكی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه

مگوی انده خویش با دشمنان           كه لاحول گویند شادی كنان


باب سوم : در فضیلت قناعت

حاتم طایی را گفتند از تو بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای گفت بلی روزی چهل شتر قربان كرده بودم امرای عرب را، پس به گوشه صحرایی بحاجتی برون رفته بودم خاركنی را دیدم پشته فراهم آورده گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی كه خلقی بر سماط او گرد آمده اند گفت:

هر كه نان از عمل خویش خورد        منت حاتم طایی نبرد

من او را بهمت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ۲ تا سوگلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان