تبلیغات
۲تاسوگلی - تا حالا با میل خودت مو خوردی؟
۲تاسوگلی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • >
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تا حالا با میل خودت مو خوردی؟

سلام احوال شما؟

روزه هاتون مبارك!!!عیدتون هم قبول!!!

من كه همچنان میرم كلینیك و به شغل شریف دستیاری مشغولم ولی برام یه كار معمولی شده و هیچ معنی دیگه ای نداره و برگشتم به روال عادی زندگیم...

واقعا نمیدونستم زندگی اینجوریه ،فكر میكردم همیشه یه چیز جدید تو زندگی هست،الان دیگه خواب برام عزیز شده و بابا رو كاملا درك میكنم وقتی كه 1 ساعت ازساعت خوابش میگذره نگران فرداست كه چه طوری از خواب بیدار شه !!یه جورایی توی یه راهی افتادم كه نمیتونم برگردم همیشه دوست داشتم كاری داشته باشم كه فقط خودم باشم ،خودم مدیریت كنم ،خودم كارفرما باشم ،از طرفی هم بیكار بودن رو دوست ندارم دوست ندارم تا 3 نصفه شب بیدار باشم و از اون طرف تا لنگ ظهر بخوابم ... ولی با همه ی این وجود خوشحالم كه به اولین خواسته ام بعد از تموم شدن كاردانیم رسیدم اونم به این زودی !!

 هر چند كه من خیلی كارها رو پیش رو دارم،نیازها و خواسته هام هنوز تموم نشده تازه اول راهم كم كم باید روی پیشنهادهایی كه بهم میشه فكر كنم و راحت از كنارشون رد نشم!! كم كم باید به خواسته های دیگه ام برسم و امیدوارم بشه كه برسم !!!


آقا چند سال پیش رفته بودیم عروسی وقتی بنده كوچك بودم !! شامشون هم سلف سرویس بوده و 2 تا بره هم دو طرف میز گذاشته بودن كه شكم مباركشون رو با كوفته ریزه پر كرده بودن وخود آشپزشون مسئول تقسیم كردنشون بود یه تیكه از اون مواد داخل شكمش رو برام ریخت و ما هم با بقیه مخلفات رفتیم سر میزمون كه با میل و رغبت شاممون رو نوش جان كنیم فكر كنم دومین یا سومین قاشق غذام بود یه دونه از این كوفته ها رو گذاشتم دهنم كه یه اتفاق افتاد یعنی حاضر بودم با وجود گشنگی كه داشتم دهنم رو ببندن و با گذاشتن اون همه غذا و سالاد و دسر و خوردن همشون جلوی چشمم و در ادامه دادن شكنجه روحی اون اتفاق نیوفته !!

 همون اتفاق شوم افتاد یك عدد مو رو در دهان مبارك حس كردم(موی خانم گلی آشپزخونه كه از شدت كار عرق كرده و از چربی زیاد موهاش چسبیده به سرش) حالا روبروم یه عده آدم غریبه نشسته بودن ، آروم با دستم مو رو پیدا كردم و سعی كردم بكشمش بیرون دیدم نه بابا مثل اینكه خانم مو دوست داره بره تو معده ام !!درگیر بودم با این خانم مو فكر كردم كه تازه 1 سانتش توی دستمه و 2 متر دیگه اش توی كوفته ای بود كه توی دهنم بود گفتم چیكار كنم جلوی اینا كه زشته غذا رو در بیارم دل رو زدم به دریا و چشمام رو بستم و قورتش دادم واااااااااااااااااااای خدایا من قورتش دادم هووووووق بعد فكر كردم چرا با یه دستمال از دهنم خالیش نكردم ؟چرا نرفتم دستشویی و خالیش نكردم ؟و هزار تا چرای دیگه و همه ی اینا در عرض 30 ثانیه اتفاق افتاد ...هنوز هم از خودم میپرسم چرا؟؟؟


توی ماه رمضون معده و روده ام مشكل پیدا كرد و مشكوك بود به زخم و عفونت و دكتر عزیز هم رفت سر اصل مطلب  آندوسكوپی و كولونوسكوپی !!! اولی مال معده و دومی مال روده !!! اینقده خوب بود اصلا كه من نترسیدم اصلا هم درد نداشت اصلا هم جیغ نزدم !!!هیچ فرقی با هم نداشتن فقط اولی یه لوله از دهنت میدن تو تا اثنی عشرت رو میبینن دومی رو از ...  دیگه همین !!

به تشخیص دكتر روده مشكلی نداشت معده التهاب داشت و بیشترین علتش اعصاب بوده ،نیست كه شوهرم معتاده و 6 تا بچه هام هم گشنه میخوابن و روز تا شب دارم كار میكنم واسه اونه !!! هی میگم منو حرص ندین !!!

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ۲ تا سوگلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان