تبلیغات
۲تاسوگلی - از همه چی و همه جا...
۲تاسوگلی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • >
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

از همه چی و همه جا...

سلام

ایرانسل ازت بدم میاد چون علاوه برآنتن دهی ضعیفی که داری ،نمیشه به مشترکینت حتی اس ام اس داد چه برسه به زنگ و ازت متنفرم چون هر چی مزاحم به خطم زنگ میزنه تو رو داره،حالم ازت به هم میخوره...


کاش از خدا یه چیز دیگه میخواستم 3 روز رفتم شمال البته اون طرف(مازندران)و فردای اون روز که برگشتم به مدت 4 روز رفتم این طرف(رشت) و عید هم که برنامه ریزی کردیم با خانواده بریم رشت!!

خدایا خیلی نازی و مرسی ...


تو خونه ی ما که فعلا از خونه تکونی خبری نیست به مامان میگم حسش نیست نمیخواد خونمون که تمیزه، ولی اون میگه نهههه مزه ی عید به خونه تکونیشه!


بچه بودیم و فصل زمستون بود و نزدیکای غروب!! طبق معمول با برادر جان توی حیاط بازی میکردیم،قسمتی از زمین حیاط بر اثر سرما یخ زده بود و کاملا سر شده بود،به پیشنهاد برادر جان رفتیم سرسره بازی!!من روی زمین نشستم(زانوهام توی بغلم بود)و برادر جان جلوی من بود دستم رو گرفت و روی یخ من رو کشید یادمه دمپایی که پام بود کف صافی داشت و کاملا سر میخوردم و البته حالی میکردم بیا و ببین،حالا دیگه نوبت من بود که برادر جان رو بکشم،کسی به من نگفت آخه دختر وزن داداشیت بیشتر از تو هست و دمپاییت هم که لژ نداره،حالا پشتم رو کردم به داداشی و دستاش رو از پشت گرفتم ،خلااااصه حالا هی من دست برادر جان رو میکشیدم ولی دریغ از اندکی حرکت!یهو دیدم پاهام از پشت رفت سمت داداشی وداداشی هم به خاطر اینکه علاقه ی زیادی به خواهر کوچولوش داشت دستاش رو ول نکرد و من با صورت پخش زمین یخی شدم!بینی بیچارم خون اومد و کبود شد و باد کرد و طبق عادت همیشگی که همه ی شما ازش خبر دارین دهنم 3 متر باز شد و با گریه به سمت خونه رفتم.

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ۲ تا سوگلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان