تبلیغات
۲تاسوگلی - مریض شدم
۲تاسوگلی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • >
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مریض شدم

سلااااااااااااام

در شهر خراب بشه زودتر!!!هوا خیلی سرده ه ه،ساعت 6 غروب كه كلاسم تموم میشه و میخوام برگردم خونه (تهران نه ،همونجا!) هوا خیلی وحشیه ،مسافتی رو باید طی كنم تا به سر كوچه برسم برای تاكسی گرفتن، فكر كردم مسافتی از یه تیكه كوه رو دارم میرم كه برف اومده و سوز سرماش داره صورتم رو میسوزونه...

همون سرما باعث شد گلوم مریض بشه و مشكلات زیادی رو برام به وجود بیاره،به علت سرفه ی زیاد علاوه بر تركیدن سینوس هام ! و تیكه پاره شدن نایم(همون نای)،و تاول زدن ریه هام، تونستم گوش های زیادی رو كر كنم و آدم های بی گناهی رو بفرستم امین آباد...!

برگشتم خونه (اونجا نه،تهران)با ماسكی كه رو صورتم بود و صدای بزبزقندی كه داشتم با دیانا بازی كردم، چقدر بده بخوایییییی فندقی رو بوس كنی وبچلونیش ولی نتونیییییییی : ))

محض اطلاع باید بگم بچه ها كه به دنیا میان تا قبل 5 روز باید ببرینشون درمانگاه تا از كف پاش خون بگیرن واسه اینكه اگه خدایی نكرده به یه مورد مشكوكی مبتلا بود زودتر اقدام بشه،دیانا خانم ما هم برای گرفتن شناسنامش باید همچین آزمایشی رو میداد ،اول قرار بود سوگلی (ب) و مامان و دیانا برن،ولی نمیدونم چی شد كه من به جای مامان رفتم ،بچه تو بغل من بود و خانمه گفت جورابش رو در بیارین وآماده كنید،سوگلی كه گفت من نمیتونم ببینم و رفت بیرون!! من موندم و بچه و خانمه !خلاصه سوزن زدن به پای كوچولوی عزیز دل خاله یه طرف و جییییییییغ بنفش كشیدن بچه از طرف دیگه ،بعد اینكه كار دكتره تموم شد یه نگاه به من كرد و خندید چون من از همون موقع كه داشتم جورابای  دیانا رو در می آوردم شروع كردم به گریه كردن و اشك ریختن !!!به سوگلی گفت چه شخص شجاعی رو همراه خودتون آوردین !

خدایا یاری ام كن مثل همیشه !!!

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ۲ تا سوگلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان