۲تاسوگلی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • >
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

حکایتی چنداز عبید زاکانی

اعرابی به حج رفت . در طواف دستارش بربودند، گفت: خدایا، یک بار که به خانه ی تو آمدم فرمودی که دستارم را بربودند. اگر یکبار دیگر مرا اینجا ببینی، بفرمای تا دنده هایم بشکنند. 


شخصی با دوستی گفت: مرا چشم درد میکند تدبیر چه باشد؟ گفت مرا پارسال دندان درد میکرد و برکندم.


مردی نعلی پیدا کرد و به زنش گفت خدا یک خر به ما داده.زنش گفت: کجاست؟ مرد نعل را نشان داد و گفت این یک نعلش سه تا نعل و یک خرش باقی مانده که بعدا خواهد داد.


دزدی در شب خانه ی فقیری را می جست. فقیر از خواب بیدار شد گفت ای مردک آنچه تو در تاریکی می جویی ما در روز روشن می جوییم و نمی یابیم.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ۲ تا سوگلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات